تفاوت ویژگی و مزیت محصول
    
تعداد بازدید: 1767
         
دسته بندی : عمومی
    
تاریخ درج خبر : 1398/7/18

ویژگی ها عمومی هستند. اما مزایاها شخصی سازی شده اند. اگر چیزی ویژگیِ محصول باشد یعنی همه ی افراد می توانند از مزایای آن بهره ببرند. از طرف دیگر، مزایا معمولاً به بخشی از مشتریان اشاره دارد.


ویژگی ها عمومی هستند. اما مزایاها شخصی سازی شده اند. اگر چیزی ویژگیِ محصول باشد یعنی همه ی افراد می توانند از مزایای آن بهره ببرند. از طرف دیگر، مزایا معمولاً به بخشی از مشتریان اشاره دارد.
مزیت محصول یا ویژگی محصول؟
بسیار از فعالان کسب و کار ممکن است در متون بازاریابی خود (شامل صفحه محصول، متن ایمیل، نامه، تبلیغات متنی و یا حتی فایل های صوتی و ویدئویی معرفی و …) بخواهند جنبه ها مثبت محصولات یا خدمات خود را معرفی کنند تا از این طریق مردم را به خرید ترغیب کنند. این رویکرد درست است، اما اصولاً بسیار نمی دانند که برای موفقیت باید به چه نکاتی اشاره کنند!
در بهترین حالت ممکن است آنها برخی از بارزترین ویژگی های محصولات خود را با بزرگ نمایی هرچه بیشتر اعلام کنند و امیدوار باشند تا مردم با آگاهی از آن ویژگی ها خرید کنند. البته این امید زیاد پایدار نیست!
برای افزایش بهره وری و موفقیت متون بازاریابی ابتدا باید بدانیم که چه مسائلی برای خریداران و مشتریان احتمالی ما اهمیت دارند. سپس آن جنبه ها را در متون بازاریابی خود پر رنگ کنیم. تمام تفاوت از همین جا آغاز می شود؛

اجازه بدهید ابتدا به دو واژه بسیار کاربردی اشاره و آنها را تعریف کنم:
• ویژگی محصول : در ارتباط با خود محصول است، مانند مشخصات محصول، اندازه، نحوه عملکرد، جنس و …
• مزیت محصول : در ارتباط با خریدار و مشتری است و کارکردها و منافعی را شامل می شود که با خرید محصول برای خریدار حاصل می شود.
بهترین حالت این است که در متن بازاریابی اشاره کوچکی به ویژگی های محصول داشته باشیم و سهم زیادی را برای بازگو کردن انواع مزیت محصول قرار دهیم، یعنی دقیقا توضیح و بیان همان چیزهایی که مردم به دنبال شان هستند تا با خرید محصول ما بدست بیاورند.

اما همین مزیت محصول خود به دو قسمت تقسیم می شود
• مزیت های مستقیم : شامل منافع آشکاری است که با محصول ما رابطه “علی و معلولی” دارد. به این معنی که اگر محصول ما این مزیت مشخص را نداشته باشد، خریدار اصلاً آن را خریداری نمی کند.
• مزیت های غیر مستقیم: این مزیت ها اثراتی هستند که در رابطه مستقیم با استفاده از محصول ما ایجاد نمی شوند، بلکه خودشان اثر ثانویه از مزیت های مستقیم هستند. این مزیت ها می توانند جنبه های شخصی تر را شامل بشوند و برای هرکدام از خریداران متفاوت باشد. همچنین به راحتی می توان از محرک های هیجانی بازاریابی انگیزشی در اشاره به این مزیت های استفاده کرد. بنابراین ما باید مجموعه ای از آنها را مشخص کنیم و در متن بازاریابی به آنها اشاره نمائیم.

چطور می توان قالب “ویژگی” را به “مزایا” تبدیل کرد؟
کسب و کارها بدون اینکه از اهداف، چالش ها و علاقه های مشتریان آگاه شوند نمی توانند مزایای محصولات شان را توصیف کنند. همانطور که در مثال بالا دیدید؛ چیزی که یک مشتری را جلب می کند، لزوماً باعث جذب دیگری هم نمی شود!

پرسیدنِ سوالی که همه ی آنها را کشف کند ضروری ست اما کفایت نمی کند! وقتی فروشنده ارزیابی صحیحی را از شرایط مشتری داشته باشد باید هر یک از ویژگی ها را برای نیاز مشتری ترسیم کند. اگر کسب و کارها از خودشان بپرسند “خب که چی؟” می تواند مفید باشد.
برای مثال، درنظر بگیرید که فروشنده خدمات شرکت تحقیقات کاربری را به رئیس کالا در استارتاپ ارائه می دهد.
گفته اصلی او باید باشد: “ما هر یک از مراحل فرآیند تحقیق کاربری را مدیریت می کنیم. از یافتن شرکت کننده ها گرفته تا طراحی سوالات برای آنالیز کردن نتایج و ایجاد گزارش.”

او از خودش می پرسد: “خب که چی؟”
این سوال باعث می شود که فروشنده در ادامه به حرف هایش اضافه کند: “گفته بودید که تیم تان نیاز به اقدام سریع دارد، با برون سپاری فرآیند تحقیق کاربری شما می توانید محصول خود را از مرحله ی ایده تا راه اندازی حداقل دو هفته سریع تر تحویل بگیرید.- که به شما یک مزیت رقابتی عظیمی هدیه خواهد داد.”

پاسخ درونیِ “خب که چی؟” در توضیحات شان، فروشنده را مجبور می کند تا پیامش را خصوصی سازی کند.

تفاوت ویژگی با ویژگی محطول

 

از   1   رای
9

  نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.