سلام بیزینس

یکشنبه 2 آبان 1400
2021 October 24

استراتژی چگونه تعریف میشود؟
    
تعداد بازدید: 3587
         
دسته بندی : عمومی
    
تاریخ درج خبر : 1398/7/8

استراتژی یعنی اینکه من تصمیم های شفاف و دقیق در مورد نحوه رقابت با دیگران بگیرم

استراتژی و مدیریت استراتژیک از نخستین واژه‌هایی هستند که هر تازه واردی به دنیای مدیریت، آنها را به هزار شکل و روایت می‌شنود.
اگر دانشجوی مدیریت و رشته‌های وابسته باشید، به زودی متوجه می‌شوید که واژه‌ی استراتژی (یا صفت استراتژیک) به سادگی، به اول و آخر بسیاری از کلمات مدیریتی اضافه می‌شود.
برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت استراتژیک، استراتژی بازاریابی، انتخاب استراتژیک، منافع استراتژیک و منابع استراتژیک تنها نمونه‌هایی از این واژه‌ها هستند.
اگر هم مدیر یک سازمان باشید، دائماً وادار می‌شوید درباره‌ی استراتژی سازمان حرف بزنید. همچنین بارها و بارها مجبور (یا علاقمند) خواهید بود از تصمیم‌های خود به عنوان تصمیم‌های استراژیک دفاع کنید.
با این حال، به کار بردنِ فراوانِ واژه‌ی استراتژی، به این معنا نیست که فعالیت‌ها و اقدام‌ها و تصمیم‌های ما هم استراتژیک هستند.
برای اینکه درک عمیق‌تری از مفهوم استراتژی داشته باشیم، برخی از رایج‌ترین تعریف های استراتژی را با هم مرور می‌کنیم.
هیچ یک از این تعریف‌ها به تنهایی کامل نیستند. اما اگر آنها را در کنار هم قرار دهیم، تصویر نسبتاً خوبی از استراتژی در ذهن‌مان شکل خواهد گرفت.

جک ولش و استراتژی
شاید انتظار داشته باشید که تعریف‌ها را از تعریف‌های افراد آکادمیک مانند پورتر و مینتزبرگ آغاز کنیم.
اما واقعیت این است که افراد آکادمیک، بر اساس مطالعه‌ی رفتار و تصمیم‌های مدیران و طبقه‌بندی تجربیات آنها، نظریه‌های خود را استخراج می‌کنند.
پس شاید بد نباشد که لابه‌لای تعریف‌های رسمی، تعریف برخی مدیران کلاسیک را هم بخوانیم و بدانیم.
جک ولش مدیر افسانه‌ای جنرال الکتریک که کتاب آیین پیروزی او را در متمم معرفی کرده ایم و در جایی دیگر هم با توصیه‌های او برای شغل اولی‌ها، آشنا شده‌ایم درباره استراتژی چنین می‌گوید:
«استراتژی یعنی اینکه من تصمیم های شفاف و دقیق در مورد نحوه رقابت با دیگران بگیرم»

استراتژی در سطوح مختلف کسب‌وکار
استراتژی در سطوح مختلف سازمان جاری است و همه‌ی کسب‌وکار (یا چندین کسب‌وکار) و تک ‌تک کارکنان و اعضای آن را در بر می‌گیرد.
استراتژی کلی شرکت به اهداف کلی و دامنه‌ی فعالیت کسب‌وکار برای تأمین انتظارات ذینفعان می‌پردازد و نقشی حیاتی دارد زیرا تحت تأثیر تصمیمات سرمایه‌گذاران به گرفتن تصمیم‌های استراتژیک برای کسب‌وکار کمک می‌کند. استراتژی شرکت معمولا به‌طور آشکار در «بیانیه‌ی ماموریت» بیان می‌شود.
استراتژی بخش‌های کسب‌وکار به چگونگی رقابت کارآمد در یک بازار خاص و تصمیم‌های استراتژیکِ مربوط به انتخاب محصولات، تأمین نیازهای مشتریان، دستیابی به مزیت رقابتی، بهره‌برداری یا خلق فرصت‌های جدید و… می‌پردازد.
استراتژی عملیاتی به چگونگی فعالیت بخش‌های مختلف کسب‌وکار برای تأمین اهداف استراتژی شرکت و واحدهای کسب‌وکار می‌پردازد و تمرکز آن بر منابع، فرآیندها، افراد و… است.

مدیریت استراتژیک
در یک تعریف جامع، مدیریت استراتژیک در واقع گرفتن تصمیم‌های استراتژیک است؛ تصمیم‌هایی که به پرسش‌هایی که پیش از این مطرح شد، پاسخ بدهند.
فرآیند کامل مدیریت استراتژیک شامل ۳ بخش است که در شکل زیر می‌بیند.



تحلیل استراتژیک
در این بخش به تحلیل نقاط قوت‌ وضعیت کنونی کسب‌وکار و درک اهمیت عوامل بیرونی تأثیرگذار بر آن‌ها پرداخته می‌شود. در فرآیند تحلیل استراتژیک می‌توان از برخی ابزارهای کمکی استفاده کرد. برخی از این ابزارها را در ادامه معرفی می‌کنیم:
تحلیل PEST. روشی که نامش را از حروف آغازین ۴ کلمه‌ی Political سیاسی، Economic اقتصادی،Social اجتماعی و Technological فنی گرفته است و به شناخت محیط کار و فعالیت کسب‌وکار کمک می‌کند.
طراحی سناریو. روشی که چشم‌اندازهای گوناگونی را که در آینده برای کسب‌وکار محتمل است، تعریف می‌کند.
تحلیل ۵ نیرو. روشی که برای شناسایی و بررسی نیرو‌های تأثیرگذار بر میزان رقابت‌پذیری یک صنعت به کار می‌رود.
بخش‌بندی بازار. روشی که شباهت‌ها و تفاوت‌های گروه‌های مختلف مصرف‌کنندگان را کاوش و شناسایی می‌کند.
ماتریس سیاست‌های جهت‌دهی. ابزاری که مزیت‌های رقابتی یک کسب‌وکار را در یک بازار ویژه نمایش می‌دهد.
تحلیل رقبا. مجموعه‌ای از فنون و تحلیل‌ها که خلاصه‌ای از وضعیت کلی رقبای کسب‌وکار ارائه می‌کند.
تحلیل عوامل حیاتی موفقیت. ابزاری که زمینه‌هایی را شناسایی می‌کند که عملکرد بهتر و بالاتر از رقبا در آنها برای موفقیت کسب‌وکار ضروری است.
تحلیل SWOT. ابزاری سودمند برای رسیدن به چکیده‌ای از مسائل کلیدی برآمده از ارزیابی وضعیت درونی کسب‌وکار (نقاط قوت و ضعف) و عوامل محیطی اثرگذار بر کسب‌وکار (فرصت‌ها و تهدید‌ها) هستند.

تصمیم استراتژیک
این فرآیند شامل شناخت ماهیت انتظارات ذینفعان، شناسایی گزینه‌ها و راه حل‌های استراتژیک و سپس ارزیابی و انتخاب گزینه‌(ها)ی استراتژیک است.

نقش استراتژی در رسیدن سازمان به اهدافش
برای درک بهتر مدیریت استراتژیک و پاسخ به این سوال که استراتژی چیست، آن را از بعد دیگری معرفی می‌کنیم. در این تعریف، وجود برخی مفاهیم ضروری است. نخست اینکه باید «اهداف» سازمان تعیین شده و همه‌ی اعضا از آنها آگاه باشند. گام بعدی «چگونگی» رسیدن به اهداف است که دو شاخه می‌شود:

1. وضعیت و شرایطی که سازمان در قبال سازمان‌های دیگر در پیش می‌گیرد
2. ابتکارات، سیاست‌ها و تصمیم‌هایی که برای پیش‌رَوی در درازمدت اتخاذ می‌شوند


پس، از این منظر مدیریت استراتژیک شامل ۳ بخش است:

1. تعیین اهداف سازمان
2. تعیین جایگاه و موقعیت سازمان در بازار و محیط فعالیت آن
3. هدایت سازمان در گذر زمان بر مبنای سیاست‌ها و تصمیماتی که بر عملکرد سازمان اثرگذار هستند.

 

از   0   رای
0

  نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.